كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
199
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
إِلى أَهْلِهِ با اهل او وَ تَحْرِيرُ رَقَبَةٍ مُؤْمِنَةٍ و آزاد كردن بنده مؤمن فَمَنْ لَمْ يَجِدْ پس هر كه نيابد بنده و قدرت نداشته بر خريدن او فَصِيامُ شَهْرَيْنِ مُتَتابِعَيْنِ پس بروست روزهء دو ماه از پى يكديگر تَوْبَةً مِنَ اللَّهِ و اين حكم كرد خدا تا توبه دهد شما را توبه دادنى و اين توبه دادن از خدا هست و بتوفيق او وَ كانَ اللَّهُ عَلِيماً و هست خدا دانا به حال قاتل و مقتول حَكِيماً حكمكننده در باب ديت و كفارت آوردهاند كه مقيس بن ضبابه برادر خود هشام را در محله بنى النجار كشته يافت به حضرت رسالتپناه آمده صورت حال بموقف عرض رسانيد و آن حضرت زهير فهرى را با او نزد اعيان بنى النجار فرستاد كه اگر مىدانيد كه كشنده هشام كيست او را بمقيس سپاريد و الا ديت او بموجب شريعت ادا كنيد بنى النجار چون ازين پيغام آگاه شدند صد شتر تسليم مقيس كردند و مقيس با زهير رو به مدينه نهادند چون نزديك شهر رسيدند وسوسه شيطان مقيس را بران داشت كه زهير فهرى بىگناه را بكشت و باز خود گفت نفسى را بقصاص نفسى بكشتم و مراديت سود آمد پس مرتد شده روى به مكه نهاد و اين آيت نازل شد كه وَ مَنْ يَقْتُلْ و هر بكشد مُؤْمِناً مُتَعَمِّداً مؤمنى را به قصد و عمد و حلال داند كشتن او را فَجَزاؤُهُ جَهَنَّمُ پس پاداش او دوزخست خالِداً فِيها در حالتى كه جاويد باشد در ان وَ غَضِبَ اللَّهُ عَلَيْهِ و خشم گرفت خدا بر او وَ لَعَنَهُ و براند او را و دور ساخت از رحمت خويش وَ أَعَدَّ لَهُ و آماده ساخته است براى او عَذاباً عَظِيماً عذابى بزرگ به جهت ارتكاب اين گناه بزرگ آوردهاند كه حضرت رسالتپناه ص سريّه را بر سر قومى فرستاد و مرداس فدكى از ايشان مسلمان بود قوم او بگريختند و او با مال و متاع و غنم خود به كوهى متحصن شد همين سريه كه تكبيرگويان رسيدند و مرداس آواز تكبير ايشان شنيد او نيز تكبير گفت و بر مؤمنان سلام كرده زبان به گفتار لا إله الا اللّه محمد رسول اللّه گشاده از كوه زير آمد اسامة بن زيد فى الحال برو تاخت و بضرب شمشير سرش بينداخت و هر چه داشت غارت كرده گوسفندان او را براند اين خبر كه به حضرت رسيد بهغايت متألم شده گفت اى اسامه كسى را كشتى كه از بيگانگى شرك تبرا نموده به يگانگى حق معترف بود اسامه بر آن عمل نادم شده گفت يا رسول اللّه براى من طلب آمرزش كن حضرت سه نوبت فرمود فكيف بلا إله الا اللّه و روايتى آنست كه اسامه گفت يا رسول اللّه كلمه گفتن مرداس از ترس شمشير ما بود حضرت ص فرموده لا شققت قلبه هيچ دل او را شكافته بودى تا دانى كه او راست مىگويد يا دروغ و اين آيت نازل شد كه يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اى گروه گرويدگان إِذا ضَرَبْتُمْ چون سفر كنيد فِي سَبِيلِ اللَّهِ در راه خدا يعنى بجهاد رويد فَتَبَيَّنُوا پس نيك بپرسيد و به آهستگى تفحص كنيد وَ لا تَقُولُوا و مگوئيد لِمَنْ أَلْقى إِلَيْكُمُ السَّلامَ هر كسى را كه القا كند به شما سلام را يعنى تحيت اهل اسلام گويد لَسْتَ مُؤْمِناً تو مؤمن نيستى بلكه به جهت ايمنى از ما اين كلمه گفتى تَبْتَغُونَ مىطلبيد اى مجاهدان عَرَضَ الْحَياةِ الدُّنْيا مال فانى دنيا را مراد غنيمت و غنم مرداس است و اگر شما طالب غنيمتيد فَعِنْدَ اللَّهِ پس نزديك خدا مَغانِمُ كَثِيرَةٌ غنيمتهاى بسيارست كه بدست شما خواهد داد تا بىنياز شويد از قتل مسلمانان براى مال و اگر چنانچه بفرض تقدير مرداس از ترس شمشير كلمه گفت و سلام كرد كَذلِكَ كُنْتُمْ همچنين بوديد شما مِنْ قَبْلُ پيش ازين يعنى به اول كه در اسلام درآمدند به جهت عصمت خون و مال خود توسل به كلمه شهادت مىنموديد فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْكُمْ پس منت نهاد خدا بر شما بهآنكه استقامت داد شما را در دين فَتَبَيَّنُوا پس نيك روشن و مبين سازيد مهم را و در قتل مردم تعجيل مكنيد از روى گمان چه و بال زنده گذاشتن هزار كافر نزديك خدا كمترست از كشتن يك مسلمان إِنَّ اللَّهَ كانَ به درستى كه خدا هست بِما تَعْمَلُونَ خَبِيراً بهآنچه شما مىكنيد دانا -